پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391
لا تدعوني ويک ام البنين
تذکريني بليوث العرين
کانت بنون لي ادعي بهم
و اليوم اصبحت و لا من بنين
اي زنان!من از شما يک تقاضا دارم و آن اين است که بعد از اين مرا با لقب ام البنين نخوانيد(چون ام البنين يعني مادر پسران،مادر شير پسران)،ديگر مرا به اين اسم نخوانيد.وقتي شما مرا به اين اسم مي خوانيد،به ياد فرزندان شجاعم مي افتم و دلم آتش مي گيرد.زماني من ام البنين بودم ولي اکنون ام البنين و مادر پسران نيستم.
يا من راي العباس کر علي جماهير النقد
و وراه من ابناء حيدر کل ليث ذي لبد
انبئت ان ابني اصيب براسه مقطوع يد
ويلي علي شبلي امال براسه ضرب العمد
لو کان سيفک في يديک لما دني منه احد
اي چشمي که در کربلا بودي و آن منظره اي که عباس من،شير بچه من،حمله مي کرد مي ديدي و ديده اي!اي مردمي که آنجا حاضر بوده ايد!براي من داستاني نقل کرده اند، نمي دانم اين داستان راست است يا نه.يک خبر خيلي جانگداز به من داده اند، نمي دانم راست است يا نه.به من گفته اند که اولا دستهاي پسرت بريده شد،بعد در حالي که فرزند تو دست در بدن نداشت يک مرد لعين ناکس آمد و عمودي آهنين بر فرق او زد. واي بر من که مي گويند بر سر شير بچه ام عمود آهنين فرود آمد.
عباس جانم!فرزند عزيزم!من خودم مي دانم که اگر دست در بدن داشتي هيچ کس جرات نزديک شدن به تو را نمي کرد.

پ ن:
فردا دوباره ، متحدیم و پایدار / پایداریمان بوی اتحاد می دهد / اتحادمان از جنس پایداریست
مطلب مرتبط: وفات مادر احساس و ادب
برچسبها: حضرت ام البنین, مادر حضرت اباالفضل, انتخابات مجلس دور دوم, جبهه متحد اصولگرایان, جبهه پایداری انقلاب اسلامی |